دایره زنگی یک فیلم اجتماعی است که حرف های خود را در قالب انتخاب آدم های مختلفی از تیپ های گوناگون و با بهره گیری از چاشنی طنز می زند و از این مسیر، هم می خواهد یک فیلم سالم و آبرومند باشد و هم اینکه در جذب رضایت مخاطبان عام موفق عمل کند. داستان فیلم در یک روز و بیشتر در یک مجتمع مسکونی می گذرد. جدا از چند فصل کوتاه و مقدمه ای فیلم که در شب قبل می گذرد، با ورود محمد (صابر ابر) و شیرین (باران کوثری) به این آپارتمان برای نصب دیش های ماهواره (یا به قول یکی از ساکنین مجتمع، دایره زنگی) و آشنایی و برخوردهای آن ها با اهالی ساختمان است که موتور داستان به راه می افتد. اصغر فرهادی نشان داده که فیلمنامه نویس دقیقی است.
اینبار نیز فرهادی بر شهر تهران زوم کرده، اینبار نیز از خیابان شلوغ و پرترافیک این شهر شروع کرده و همچنان که در «چهارشنبهسوری» زندگی یک خانواده را مورد توجه قرار داده بود، حالا با تفاوتی کوچکتر زندگی چند خانواده را به موازات و در کنار هم در دل یک آپارتمان به تصویر کشیده است. زندگی آدمهای فیلم در دل این آپارتمانها بهنوعی نیز با اتفاقاتی که میافتد با اتفاقات و مناسبات و حال و هوای شهر تهران گره میخورد، اما فیلم سردرگم است. اگر در کارهای قبلی فرهادی این پرداختن به کانون خانواده تأثیرگذار بود، در «دایره زنگی» نوعی آشفتگی و پراکندگی دیده میشود. انگار که با زور، روابط آدمها با هم شکل میگیرد. اینکه ابتدای فیلم با صحنه تصادف و تعقیب و گریز شروع میشود و بعد همین آدمها به شکل دیگر دوباره رودرروی هم قرار میگیرند، بهانههای آن کمی سست است. درواقع مسائلی که فرهادی در فیلم خود بهعنوان دغدغههای اصلی مورد توجه قرار داده تکراری و رنگ و رو باخته است.
- زبان: فارسی